پژوهشكده تحقيقات اسلامى

212

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)

آغاز نهضت تا پايان آن ، يك سخن بيشتر نداشت و آن « احياى كتاب و سنّت و دعوت جامعه اسلامى به ارزش‌هاى دينى و الهى » بود . امام حسين ( ع ) همانند كسانى نبود كه مواضع خويش را براساس مطامع و منافع دنيوى تغيير مىدهند و هر روز تابع مسلكى هستند . « شهيد مطهرى » ( ره ) در اين باره مىفرمايد : بعضى در منطق عملى مانند برهان هستند : با صلابت و محكم و قاطع و مستقيم . مبادى و اصولى كه آنها از آن پيروى مىكنند محكم و آنها هم در پيروىشان آن اندازه ثابت هستند كه هيچ چيز نمىتواند اين پيروى را از آنها بگيرد ، زور و تطميع و شرايط اجتماعى و اقتصادى و وضع طبقاتى ، محال است كه تأثير در آنها بگذارد . . . حسين يعنى كسى كه چنين اصولى دارد . اما عدّه‌اى از مردم ، اصولشان در زندگى مثل اصول يك شاعر است ؛ پول به آنها داده شود فكرشان عوض مىشود . وعده به آنها داده شود فكرشان عوض مىشود . چرا ؟ براى اينكه فكر آنها مبدأ و اصلى ندارد . « 1 » امام ( ع ) در وصيّت خود به « محمد بن حنفيّه » نوشت : همانا براى اصلاح در امّت جدّم قيام كرده‌ام و قصد من امر به معروف و نهى از منكر است . « 2 » همچنين دربارهء فلسفه قيام خود فرمود : آنها ( بنى اميّه ) اطاعت شيطان را به جاى اطاعت خدا برگزيده‌اند و فساد را ترويج و حدود الهى را ترك گفته‌اند . . . و من شايسته‌ترين فرد هستم كه بايد اين وضع را دگرگون سازم . « 3 » با مرور بر سخنان امام ( ع ) در مسير كربلا تا روز عاشورا و عملكرد آن بزرگوار مىبينيم امام حسين ( ع ) همان مواضع اصولى خويش را تكرار مىكند و هيچ مشكل و مصيبتى در او تأثير نكرده است ؛ نه شهادت حضرت مسلم ( ع ) و روىگردانى مردم كوفه و نه سپاه سى هزار نفرى بنىاميّه و نه شهادت عزيزانش ، هيچ يك موجب چرخش امام ( ع ) از مواضع و ديدگاه‌هاى منطقىاش نشده است .

--> ( 1 ) - سيرهء نبوى ، مطهرى ، ص 33 . ( 2 ) - موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ، ص 291 . ( 3 ) - الكامل فى التاريخ ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 552 .